الشيخ رسول جعفريان
43
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
گيلان و تغيير آيين زيدى به امامى در اوايل قرن يازدهم در اينجا مناسب است به يك تحول مذهبى مهم در گيلان اشارهاى داشته باشيم . به موازات رشد تدريجى مذهب امامى در طبرستان ، و گيلان ، به ويژه حوالى لاهيجان ، مذهب زيدى در كنار اهل سنت كه در بخش غربى گيلان سكونت داشتند رشد يافت . مردم اين ديار از زمان ناصر اطروش بر اين مذهب بودند . سادات فراوانى نيز در اين حوالى زندگى كرده و پشتوانهء مرام زيدى بودند . اكنون امامزادههاى فراوانى در گيلان و حتى مازندران وجود دارد كه در اصل ائمهء زيدى هستند . « 1 » در لاهيجان ، سادات كيايى امارت داشتند و تا زمان صفويه بر آيين زيدى بودند . اينها در همان زمان ، با سنيان منطقه درگير بودند . در يك مورد ، مرعشى گزارش كرده است كه مردم لشت نشا نزد سيد على كيايى آمده ، گفتند : « امير مسعود - حاكم آنها - ظالم است و از ظلم او اين مملكت صورت انهدام پذيرفته و مىپذيرد . و امير مذكور بر مذهب اهل سنت و جماعت است و ما مردم شيعهء زيديهايم و مخالفت مذهب در ميان است . » بدنبال آن بود كه سيد على كيا لشكر كشيد و لشت نشا را از دست امير مسعود بدر آورد . « 2 » در اواخر قرن نهم هجرى ، نواحى غربى گيلان تا اردبيل ، از مراكز نفوذ خانقاه اردبيل بوده و در ميان مردم و اميران اين ناحيه ، كسانى بودند كه به خاندان شيخ صفى ارادت مىورزيدند . زمانى كه در سال 901 سلطان على به دست رستم بيگ آققويونلو كشته شد ، مريدان خاندان ، اسماعيل را كه كودكى خردسال بود ، نزد ميرزا على كيا حاكم گيلان بردند و تا چند سال در آن ناحيه از وى مراقبت كردند . پس از آن نيز از وى حمايت شد تا به اردبيل بازگشت و با كمك يارانش به نهضت پرداخت . رابينو نوشته است : « در قرن هفتم هجرى اكثر مردم ناحيهء كوهستانى جنوب لاهيجان و رانكوه اسماعيلى مذهب بودند ، در حالى كه مردم ناحيهء جلگهاى بيهپيش و لشت نشا شيعهء زيدى و ساكنين بيهپس سنى حنبلى بودند ، به استثناى رؤساى فومن و ساكنان كوچصفهان كه همگى مذهب شافعى داشتند . سلطان احمد خان والى لاهيجان كه به فرمان پادشاه ايران به دربار احضار شده بود ، مذهب شيعه [ اماميه ] را قبول كرد و در بازگشت تصميم گرفت كه رعاياى خود را وادارد تا از طريقهء زيديه دست بردارند . اين قطعه روى مهر او حك شده است » پس از آن شعرى كه در پايين آوردهايم ، نقل كرده است . « 3 »
--> ( 1 ) . به عنوان نمونه نك : ستوده ، منوچهر ، از آستارا تا استرآباد ، ج 3 ، صص 73 ، 85 ( 2 ) . مرعشى ، تاريخ گيلان و ديلمستان ، صص 46 - 47 ( 3 ) . رابينو ، ولايات دار المرز ايران « گيلان » ، صص 26 - 27 . در فرمانروايان گيلان رابينو ، از سلطان احمد